مرتضى مطهري
315
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
10 . بشر براى جلوگيرى از توحش و خاتمه دادن به اعمال وحشيانه كه در طول تاريخ ديده شده ، اخيراً خواسته با رسميت دادن به حقوق بشر به مقصود خود برسد ( 1 ) و نمىداند كه ضامن اجرا و تكيه گاه همهء اينها خداشناسى است . اينها خواستهاند عقل و فهم و وجدان خود بشر را در اين زمينه ها بيدار كنند و نمىدانند كه به قول آن دانشمند : وجدان بدون خدا محكمهء بدون قاضى است . 11 . بشر آنگاه تربيت واقعى پيدا مىكند كه از حالت توحش خارج شود ، يعنى « رام » گردد . اين رام شدن وقتى پيدا مىشود كه راستى حالت تسليم و خشوع براى قلب آدمى پيدا شود و اين جهت بدون اينكه پرتوى از ذكر خدا در قلب پيدا شود و از اين مايه چيزى بر آن ريخته شود پيدا نمىشود . همان طورى كه هر جسمى با هر مادهء شيميايى نرم و ملايم نمىشود ، زبرى و خشونت از او رفع نمىشود ، انواع پارچه ها و پوستها و فلزات و چوبها و غيره براى اينكه نرم شود يك مايهء مخصوص لازم است ، همينطور است قلب آدمى . آن چيزى كه قلب را خاضع و خاشع و نرم مىكند ياد خداست . از نظر ديگر بايد گفت يگانه چيزى كه مىتواند نفس آدمى را مسخّر كند و در اختيار بگيرد و آن را به تمام معنى ضبط كند و رام كند و از وحشيت برهاند ، ياد خداست ( 2 ) . مولوى مىگويد : كشتن اين ، كار عقل و هوش نيست شير باطن سخرهء خرگوش نيست . غير از ياد خدا هرچه هست از هدفهاى كلى ، ممكن است انسان را تا حدى از خودى يعنى از نوعى خودى برهاند ولى گرفتار نوعى
--> ( 1 ) به عبارت ديگر با وضع قوانين عادلانه ، بشر را خوشبخت كند در صورتى كه همان طورى كه در ورقه هاى عدالت اجتماعى ) * گفتهايم صدى بيست بدبختى بشر معلول قوانين غير عادلانه است ، صدى هشتاد معلول عدم اجراست . ( 2 ) البته نه تنها به معنى مهار كردن و افسار زدن ، بلكه به معنى راضى و خشنود نگاه داشتن و كمك به باز شدن عقده ها و بلكه مانع شدن از تشكيل عقده ها .